ریشه داستانی ضربالمثلها «شاخ(و)شانه، در واقع، شاخ نوکتیز و شانه استخوان گوسفند بود که گدایان وقتی از کسی طلب وجه میکردند و او خودداری میکرد، آنها را به هم میکشیدند و صدای چندشآوری تولید میکردند و به این شکل مجبورش میکردند که چیزی به آنها بدهد. گاهی هم که این روش جواب نمیداد، کاردی میکشیدند و خود را زخمی میکردند و با ایجاد ترس و وحشت به مقصود میرسیدند! برخی شاعران هم این تعبیر مثلگونه را در شعر خود آوردهاند: سر میدهیم و طره او را نمیدهیم ای شانه، بعد از این به صبا شاخ و شانه کش! شاخشانه به نوعی ساز هم گفته میشده، چنان که انوری میگوید: تنبور و کتاب و نرد و شطرنج چنگ و دف و نای و شاخشانه برگرفته از: ریشههای تاریخی امثال و حکم؛ مهدی آملی پرتوی.» منبع: صفحه گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی منبع: ايسنا راهبری نوشته رانندگان ایرانی بازداشت شده در آذربایجان آزاد شدند بستری شدن بیش از ۷۵ هزار بیمار مبتلا به کرونا در البرز